نگاهي کوتاه به شهرستان رودبار

شهرستان رودبار با زيتون‌هاي معروفش در سطح ايران شناخته شده و يكي از مهم ترين و زيباترين شهرستان هاي استان گيلان به شمار مي‌آيد كه به اندازه‌ي كافي از چشم اندازهاي طبيعي زيبا چون رودخانه‌ها و آبشارها و صخره ها و دره هاي پرشكوه برخوردار است. رودبار منطقه اي كوهستاني است و مرتفع ترين شهرستان استان گيلان به شمار مي آيد. رودبار را مي توان دروازه ورودي گيلان از طريق مركز كشور دانست. كوه هاي بسيار زيباي اين ناحيه، به صورت رشته هاي موازي با دره هاي جالب توجه، فضاي دل‌نشيني را پديد آورده اند. با اين كه پيشينه تمدن رودبار و نواحي پيرامون آن، به دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح مي رسد با اين حال در متن هاي تاريخي كم تر به نام اين شهر اشاره شده است. باغ‌داري و كشاورزي اساس اقتصاد اين شهرستان را تشكيل مي‌دهدوشال‌بافي، جوراب‌بافي، و تهيه لباس از پشم گوسفند از جمله صنايع دستي اين منطقه به شمار مي‌آيند. صادرات رودبار را زيتون، روغن، ‌عسل، صابون، ‌كفش و چرم تشكيل مي‌دهند. مهم‌ترين صنايع‌دستي اين شهرستان را سبدبافي،حصيربافي،نمدمالي، صنعت‌ريسندگي و بافندگي و شيشه‌گري تشكيل مي‌دهند. نمدمالي يكي از صنايع دستي مهم شهرستان رودبار است كه در اصل گونه‌اي فرش است كه از رخنه رطوبت و سرما جلوگيري مي كند و از پشم تهيه مي‌شود. حصير، سبد، كلاه، زيرانداز و كف‌پوش كه جنبه‌ي تزييني دارند از ديگر صنايع دستي شهرستان رودبار به شمار مي‌آيند. چشمه آب معدني سنگرود، چشمه آب گرم ماسخنور، دره گوهر رود، آرامگاه آقا سيد محمود مرندي، آرامگاه پير مومني، بقعه امام‌زاده طيب و طاهر، بقعه امام زاده محمد حنيفه، پل تاريخي، تپه باستاني مارليك و روستاي تاريخي هرزويل از جمله مناطق ديدني و تاريخي شهرستان رودبار به شمار مي‌رود.
صنايع و معادن
صنايع موجوددر رودبار در ارتباط با كشاورزي و باغ‌داري است . معادن خاك نسوز و سنگ آهك نيز از جمله مهم ترين معادن اين شهرستان به شمار مي‌آيند.
کشاورزي و دام داري
رودبار از خاك حاصل‌خيز و آب كافي براي كشاورزي برخوردار است. آب كشاورزي از طريق سد منجيل، رودهاي فرعي و چشمه ها فراهم شده و فرآورده هاي آن عبارتند از : زيتون، گندم، برنج، جو، ‌گردو، سيب و فندق. دام‌داري در كنار كشاورزي ولي در ابعاد ضعيف تر از كشاورزي و باغ‌داري صورت مي‌گيرد.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان رودبار يكي از شهرستان هاي استان گيلان است و مركز آن و در 67 كيلومتري شهر رشت قرار دارد. مركز شهرستان رودبار در 49 درجه و 24 دقيقه عرض جغرافيايي و در ارتفاع 250 متري از سطح دريا واقع است. رودبار از شمال به سياهكل، رشت و شفت، از خاور به رودسر و از جنوب به قزوين محدود مي شود. آب و هواي آن معتدل و مرطوب و ميزان بارندگي سالانه 650 ميلي‌متر است رود سفيد رود از ميان شهر مي‌گذرد. بر اساس سرشماري 1375 شهرستان رودبار 113083 نفر جمعيت داشته است. مردم رودبار آريايي نژادند و به زبان فارسي با گويش گيلكي سخن مي گويند. از نظر زبان و لهجه، شهر رودبار را مي توان مرز گيلان دانست. چه با گذشتن از اين شهر و رسيدن به شهر منجيل از تعداد افرادي كه به گويش گيلكي سخن مي گويند كم شده و آذري‌زبان ها بيش‌تر مي شوند. رودبار بر سر راه تهران – رشت قرار گرفته كه با تهران 258 كيلومتر و با رشت 67 كيلومتر فاصله دارد. راه ديگر رودبار، راه فرعي رودبار – كليشم است که به طول 70 كيلومتر به سمت خاور مي رود.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
به سبب تعدد رود هاي جاري در اين ناحيه، اين منطقه را رودبار ناميده اند. با آن كه پيشينه تمدن رودبار و نواحي پيرامون آن، به دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح مي‌رسد، در متن هاي تاريخي كم تر به نام اين شهر اشاره شده است. پس از اسلام، طايفه هايي از شام و حلب به رودبار مهاجرت كردند و در آن ساكن شدند. بعدها، در زمان نادرشاه افشار، گروهي از كردهاي قوچان و نواحي شمال خراسان نيز ناگزير از سكونت در اين شهر شدند. رودبار منطقه اي كوهستاني است و مرتفع ترين شهرستان استان گيلان به شمار مي آيد. رودبار را مي توان دروازه ورودي گيلان از طريق مركز كشور دانست. كوه هاي بسيار زيباي اين ناحيه، به صورت رشته هاي موازي با دره هاي جالب توجه، فضاي دلنشيني را پديد آورده اند. طبق شواهد و مدارک موجود تاريخ سکونت در اين شهرستان به قبل از اسلام بر مي گردد، اما در اين روايات به رودبار به عنوان شهرستان اشاره اي نشده است و عنوان مشخص شهر در چند دهه اخير به رودبار داده شده است. رودبار تا سال 1345 شامل تعدادي روستاي نزديک به هم بوده که از اين سال به عنوان شهر تلقي شده است. اين شهر از چند نقطه منفصل از يك‌ديگر تشکيل شده بود که سابقه تمدن آن ها به بيش از 700 سال مي رسد، اما سكونت ممتد در اين مكان به حدود 250 سال قبل برمي‌گردد. هسته اوليه اين شهر در سه نقطه بالا بازار، وسط بازار و پايين بازار شكل گرفته است.
هسته اوليه بالا بازار در محله آليزه - که ساختمان هاي آن از ناپايدارترين مصالح ساخته شده بود - و در 250 سال قبل شكل گرفت. ساختمان هاي خشت و گلي با سقف چوبي و راه هاي ارتباطي (كوچه هاي باريک و تنگ) از مشخصات اين محله بوده است. به خاطر همين خصوصيات اين محله بيش ترين تلفات را بر اثر زلزله داشته است. وجود بازار در محله پايين بازار که تمام آن همزمان ساخته شده بود، سبب گشت که بسياري از مردم منطقه جهت سكونت دايمي از محل ييلاق پايين بيايند. نکته مهم اين که اين محل راه عبور قافله هاي تجار و مسافرين شمال و مشهد بوده است و قشوني كه براي جنگ به گيلان مي رفتند نيز از اين نقطه عبور مي کردند.
رشد بعدي شهر رودبار با گسترش اين سه محله صورت گرفت. در طرف ديگر رودخانه سفيدرود باغ بزرگي وجود داشت كه چند دهه پيش خريداري شده و در نزديكي آن خانه و كارخانه روغن كشي احداث‌شد. به اين ترتيب ساحل مقابل سفيدرود نيز شروع به گسترش کرد. محلات ديگر رودبار که همگي داراي قدمت زيادي هستند، منفصل از شهر رشد کرده بودند که در سال هاي اخير اين نقاط به عنوان بخشي از شهر مطرح شدند. ساختار شهر رودبار يک ساختار پراكنده است كه در ابتدا طي يک قرارداد به عنوان شهر تعيين شد و سپس در طول زمان تجلي تاريخي، رواني و سپس كالبدي پيدا کرد. فرم غالب اين شهر خطي است كه توسط عوامل خطي جاده، رودخانه و دره شكل گرفته است.

 

طبيعت در شهرستان رودبار

شهرستان‌رودبار يكي از شهرستان هاي استان گيلان است که از دو منطقه كوهستاني و دره‌اي(كه سفيد رود از آن عبور مي كند) تشكيل شده است. مهم ترين رودهايي كه در رودبار جريان دارند، عبارتند از: لارستان، كشارود، گشنرود، ‌شاهرود، آب دو گاهه، خرشک رود، ديسلم رود، ديسوم رود، سياهرود و طالقان. چشمه هاي آب و هواي شهرستان رودبار معتدل و مرطوب است و 650 ميلي متر بارش ساليانه دارند. بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها 32 درجه بالاي صفر و كم ترين آن در زمستان ها به 15 درجه زير صفر مي رسد. پوشش گياهي شهرستان رودبار را انواع رستني ها شامل درختان جنگلي و گياهان دارويي و خودروي محلي و هم‌چنين گياهان علوفه اي در مراتع اين شهرستان تشکيل مي دهد. رستني ها شامل انواع درختان بلوط، راش، توسكا، زبان گنجشك، ازگيل، آلوچه و تمشك واز گياهاني كه كاربرد دارويي دارند؛ كاسني، گل گاوزبان، گل بنفشه، بارهنگ،‌ گل ختمي و پرسياوشان عمده ترين پوشش گياهي منطقه را تشکيل مي دهند. هم‌چنين پوشش گياهي جهت چراي دام نيز در رودبار موجود است. شهرستان رودبار از نظر وجود جانوران وحشي و گونه‌هاي شكار از جمله مناطق غني ايران محسوب مي شود. جانوران اين منطقه را بز كوهي، گوزن، گرگ، خرس، پلنگ، گراز، ‌شغال، سار، روباه، تيهو، كبک، سينه سياه و قرقاول تشكيل مي‌دهند.
رودخانه شاهرود
اين رودخانه دايمي است با طول 205 كيلومتر از جمله مهم‌ترين ريزابه‌هاي سفيد رود به‌شمار مي‌آيد. از دامنه شمالي كوه آسرا (Asara)در 38 كيلومتري شمال خاوري كرج سرچشمه گرفته و به‌سوي باختر شمالي روان مي‌شود و پس از طي حدود 15 كيلومتر بار ودخانه هر دورود مخلوط مي‌شود و رو به باختر متوجه مي‌گردد و در دره طالقان جريان مي‌يابد و به طالقان رود نام مي‌گيرد در اين دره نخست با ناريان رود مخلوط مي‌شود سپس با رودهاي ديزان و علي زان در هم مي‌آميزد و كمي بعد بار ودخانه اورازان تلاقي مي‌كند و در روستاي جزن (Jozan) با زالوچال و سپ سبا رودخانه خسبان و كمي بعد با آب هرنج تلاقي مي‌كند و در يك كيلومتري خاور زيدشت (Zidast) بار ودخانه ده جوب فلك آباد مخلوط مي‌شود و پس از طي پيچ و خم‌هاي زياد روستاي تكيه ناوه (Takyehnave) را سيراب مي‌سازد و در سر راه خود روستاي ميروزاد رود را سيراب مي‌كند و در روستاي شيركوه با الموت رود مخلوط مي‌شود و به شاهرود تغيير نام مي‌دهد در اين نقطه بسوي شمال باختري متوجه مي‌شود و ضمن مشروب نمودن روستاهاي مسير خود با چندين ريزابه ديگر مخلوط مي‌شود و سپس از طي حدود 36 كيلومتر بسوي باختر متوجه مي‌گردد و به شهرستان رودبار گيلان وارد مي‌شود. در اين شهرستان روستاهاي مسير خود را سيراب مي‌كند و با رودخانه لارستان در هم مي‌آميزد و در كنار كارخانه سيمان لوشان يا رودخانه ملا علي در هم مي‌آميزد و به موازات راه اتومبيل رو رشت به قزوين بسوي درياچه سفيد رود روان مي شود و سرانجام پس از آميختن با رودهاي پاچي و اورگان چاي در روستاي چال آباد كوله به درياچه سد سفيد رود وارد مي‌شود. حوضه اين رود درياي خزر است. ارتفاع سرچشمه 2200 متر،‌شيب متوسط 1 درصد، مسير كلي شمال باختري است.
چشمه هاي آب معدني سنگرود رودبار
اين دو چشمه در روستاي سنگرود از توابع دهستان عمار لو (رودبار) واقع شده اند و به چشمه «آب گاز» و چشمه «آب كولور»‌ معروف هستند. آب دهي چشمه دوم پنج ليتر در ثانيه است و در درمان رماتيسم و بيماري هاي استخوان و هم چنين بيماري هاي پوستي موثر است.
چشمه آب گرم ماستخور رودبار
اين چشمه در نزديكي روستاي ماستخور در پنج كيلومتري رودبار در جبهه باختري سد منجيل قرار دارد. آب چشمه هنگام خروج از مظهر خود، گرم و جوشان است. اهالي ماستخور و علي آباد سفلا، آب چشمه را به خزينه هايي هدايت و در آن ها حمام مي كنند. اهالي معتقدند استحمام در آب گرم اين چشمه، بسياري از بيماري هاي چشم و بيماري هاي استخواني و رماتيسمي را درمان مي كند.
چشمه آب معدني سجيران رودبار
اين چشمه در منطقه «اشكور بالا» در بالا دست روستاهاي نيلو جيركل و سجيران (در قسمت شمالي خاوري) قرار دارد. اين چشمه تا چندي پيش ناشناخته بود، اما به تازگي اهالي به خواص درماني آن پي برده اند و براي درمان برخي بيماري ها از جمله بيماري هاي كليوي از آب آن مي آشامند. آب چشمه سجيران بسيار گوارا و سبك است. اين آب، جرم و رسوب را به آساني و در مدتي كم حل مي كند. استحمام با آب چشمه سجيران، در درمان بيماري هاي پوستي، به ويژه قارچ انگشتان و ساير نقاط بدن تاثير مثبت دارد، به طوري كه پس از يك تا دو بار استفاده از آب، بيماري قارچي كاملا درمان مي شود و پوست به حالت عادي خود باز مي گردد.

 

آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاهها در شهرستان رودبار

امام زاده زرآباد رودبار
اين آرامگاه در قريه زرآباد بالا، از توابع رودبارالموت قرار گرفته است. بناي امام زاده در نوع خود در ميان امام زاده هاي قزوين، نمونه است. بناي مزبور عبارت از محوطه چهارگوشه اي است كه درچهار نماي آن، چهار قوس نعل اسبي بر روي ستون هاي آجري تعبيه شده است. دورتادور بنا، در فاصله ستون ها به ارتفاع يك متر، نرده اي مشبك قرار گرفته است. پوشش بنا از هر طرف اندكي به طرف جلو كشيده شده است. اهالي، امام زاده را علي اصغر بن موسي كاظم (ع) مي نامند؛ اما كتيبه اي حاكي از تاريخ ساخت بنا و نسب و نام امام زاده وجود ندارد. در سال‌هاي اخير ، متوليان امام‌زاده، بناي آن را بازسازي كرده‌اند و قسمت هايي به آن افزوده اند.
بقعه امام زاده محمد حنيفه رودبار
اين بقعه در بيورزين و در 12 كيلومتري شمال خاوري لوشان قرار دارد. براساس شجره نامه موجود در بقعه و به اعتقاد اهالي، امام زاده محمد حنيفه از فرزندان حضرت علي (ع) به همراه پدرش سيدهاشم و سيدابوالقاسم حمزه، يكي از پسران امام موسي كاظم (ع) در اين محل دفن شده اند بناي بقعه كه نقشه هشت ضلعي دارد از سنگ و گچ ساخته شده است و شامل كفش كن، يك ايوان وسيع محصور و يك اتاق يا حرم است. وسط صحن حرم، يك ضريح بزرگ چوبي وجود دارد كه در ميان آن سه صندوق چوبي مزارهاي امام زادگان را پوشانده اند. اهالي براي بقعه معجزه هاي فراوان قايل اند و از سراسر گيلان براي زيارت و شفاي بسياري از دردها به سوي آن روي مي آورند.
آرامگاه آقا سيد محمود مرندي رودبار
اين آرامگاه در روستاي هرزويل، در سه كيلومتري خاور منجيل قرار دارد. براساس كتيبه اي كه بر سنگ مرمر روي گور نوشته شده، شخص مدفون سلطان محمد حاجي محمود مرندي، معروف به امام زاده سيد پرنور است. بناي بقعه از سنگ،گچ و گل ساخته شده است. ساختمان بقعه، يك اتاق مستطيل شكل كوچك است كه فاقد ارزش معماري است. در كنار سرداب بقعه، دو سنگ مرمر سفيد وجود دارد كه روي يكي از آن‌ها 15 بيت شعر در مدح اميره تي‌تي، باني بقعه نوشته شده است.
گورستان شاه كوه رودبار
در دامنه شاه كوه، قبرستاني قرار دارد كه در ميان آن دو آرامگاه سنگي به چشم مي خورد. يكي از اين آرامگاه ها سالم و ديگري نيمه ويران است.نقشه بناي هر دو آرامگاه يكسان است. نقشه پايه بنا عبارت است از يك چهار ضلعي، كه چهار ديوار آن به ارتفاع حدود 2 متر با سنگ لاشه و ملاط ساخته شده است . تنها در يك سوي آن دري كار گذاشته شده كه بالاي آن نيز پنجره اي براي تامين نور داخل بقعه تعبيه شده است.
بر روي پايه سنگي مزبور، گردني بلند گنبد سنگي به ارتفاع تقريبي 4 متر با همان مصالح سنگ لاشه و ملاط گچ بر پا شده است. گردني مزبور در قسمت بالا به طرف داخل متمايل شده و حالت گنبدي شكل را به وجود آورده است.دو بناي سنگي شاه كوه از نظر كلي و نحوه ساخت، از جمله آثار منحصر به فرد ناحيه رودبار و اصولا سرزمين قزوين به شمار مي روند و مي توان آن دو را با آرامگاه سنگي حسن آباد مقايسه نمود؛ با اين فرق كه آرامگاه سنگي حسن آباد، از نظر شيوه كار و هنر معماري، معرف تكامل بيش تر و تكنيك پيشرفته تري است.به طور كلي، اين آرامگاه هاي سنگي را مي توان از جمله آثار بسيار كهن منطقه و به احتمال زياد، به دوران ساساني مربوط دانست.

 

بندها و پلها در شهرستان رودبار

پل ويرانه رودبار
بر بستر رودخانه سفيدرود و در 3 كيلومتري شمال رودبار و كنار جاده قزوين – رشت بقاياي آجر پايه هاي پلي بر روي صخره هاي ميانه و كناره رودخانه ديده مي‌شود. به نظر مي رسد كه اين پل 116 متر طول، 4 متر عرض، و 5 چشمه و احتمالاً سطحي چوبي داشته است. در نزديكي همين محله، بقاياي قلعه اي قديمي منسوب به دوره سلجوقي وجود دارد كه حدس زده مي‌شود هم‌زمان و مرتبط با بقاياي پل بوده است. با توجه به اين نكته كه مسير قزوين- رشت در دوره هاي مختلف از اهميت خاصي برخوردار بوده ساخت پل و حراست از آن ضرورت داشته است.
پل منجيل رودبار
اين پل كه امروزه ويران شده و بقاياي ان در زير سد سفيد رود قرار گرفته است در گذشته بر روي رودخانه سفيدرود و در مجاورت منجيل- از توابع رودبار- قرار داشته و ساختمان اوليه آن مربوط به دوره صفويه بوده است. الئارئوس- سياح خارجي- كه در حدود سال 1048 ه. ق از اين پل ديدن كرده مي نويسد: پلي است با شش پايه كه هر پايه را اتاقي و آشپزخانه اي بود و پلكاني براي رفتن به اتاق ها داشت بر روي آب سفيد رود بنا كرده بودند. گنجايش اتاق ها به قدري بود كه تمام افراد يك كاروان را جاي مي داد ماژور دارسي تد نيز كه در سال 1253 ه. ق از اين پل ديدن كرده مي نويسد: پل منجيل هفت دهانه داشت و متعلق به دوره صفويه بود. قسمتي از پل در زمان نادرشاه خراب شده بود و در حدود چهال سال قبل (پيش از سفر دارسي) سليمان خان قاجار، حاكم وقت گيلان آن را مرمت كرده بود. طاق دو دهانه ويران شده بود و با تخته آن‌ها را پوشانده بودند. در حدود سال 1275 ه. ق حاجي ملا رفيع شريعتمدار امام جمعه وقت گيلان ظاهرا به دستور ناصرالدين شاه پلي جديد برپا ساخت. اين پل از نظر معماري در خور توجه بوده و به هنگام سفر ناصرالدين شاه به گيلان برپا بود و عكسي از آن برداشته شده است. اين پل نيز داراي هفت دهانه اصلي و دهانه هاي كوچك‌تري در بالاي پايه ها بوده است پل مزبور ظاهرا در جريان سيلاب سال 1316 ه. ق اسيب فراواني ديد. بعد از اين تاريخ كمپاني روسي پلي از آهن بر پايه هاي پل قديمي بنا كرد كه تا زمان رابينو (1331 ه. ق) برپا بوده است.
پل انبوه رودبار
اين پل در كنار دهكده پل انبوه از توابع رودبارـ بر روي رودخانه شاهرود و در مسير قديمي و كاروان رو قزوين به ديلمان واقع گرديده و احتمالا از ساخته هاي شاه عباس اول صفوي است. پل انبوه يكي از زيباترين، مستحكم ترين و در عين حال فني ترين پل هاي تاريخي ايران به شمار مي آيد كه در عرض تنگه اي، تنها با يك دهانه عريض و مرتفع ساخته شده است. در اينجا ظاهرا عرض كم و ارتفاع زياد تنگه، به همراه شدت نسبتا زياد جريان رودخانه، مانع ساخت پلي با چند دهانه بوده است. پل انبوه در جهت تقريبا شمالي- جنوبي و عمود بر جريان رودخانه به طول حدود 60 متر ساخته شده است. عرض رويه پل بدون احتساب جان پناه ها، حدود 7 متر است. انتهاي جنوبي پل بر روي كناره صخره اي و مرتفع رودخانه قرار گرفته است. كناره ديگر رودخانه رسوبي و شيب دار است بر همين اساس انتهاي شمالي پل براي رسيدن به سطح اصلي جاده ادامه يافته است. پل داراي طاقي جناغي به عرض 80/21 (در قسمت پاكار) و ارتفاع 40/16 متر است كه ضخامت آن از پايين به بالا كاسته مي شود تا اينكه در قسمت تيزه به 30/1 متر مي رسد.
فاصله بين دو پايه طاق 30/20 و ارتفاع كلي پل از سطح معمولي آب 60/18 متر است. سطح گذر پل از بالاي تيزه طاق به طرفين شيب دار است. ادامه اين سطح و محور طولي پل در كنار رودخانه براي اتصال به جاده انحنا يافته است. براي ساخت طاق و بدنه پل از آجرهايي به ابعاد 5×24×24 سانتي متر استفاده شده است.
براي حراست پايه ها و شالوده پل انبوه، در كناره هاي رودخانه و در محل برپايي پل، ديواره هاي (سيل برگردان) مستحكمي احداث شده است. ديواره جنوبي به جهت صخره اي بودن كناره كوتاه و به طول حدود 23 متر است اما ديواره شمالي به جهت رسوبي و شيب دار بودن كناره شمالي رودخانه بلند و به طول 50 متر است.
پايه هاي پل به ارتفاع حدود 30/2 متر با لاشه سنگ و ملات ساروج ساخته شده و سپس روي آن طاق و بدنه اصلي پل با آجرهايي به ابعاد 5/4×24×24 سانتي متر و ملات گچ بالا امده است. در جانب شمال باختري پايه شمالي پل و در جهت عكس جريان آب، پشت بند يا موج شكني تعبيه كرده اند كه فشار وارد از طرف جريان شديد آب را بر پايه مهار كرده آب را به سمت دهانه هدايت مي كند. اين پشت بند تا نزديكي سطح پل بالا آمده است.
براي سبك كردن بار پايه ها، صرفه جويي در مصالح و تدارك فضاهاي مورد نياز، در بالاي پايه ها اتاق هاي طاقداري تعبيه شده است. براي رسيدن به اتاق شمالي، با شش پله كوتاه از سطح گذر پل پايين رفته به ايوان مي رسيم كه روي آن در بدنه خاوري پل است. اين ايوان با دري به اتاق و از اتاق با در ديگري به ايوان باختري راه پيدا مي كند. اتاق مذكور 5 متر طول و 3 متر عرض دارد و در ضلع جنوبي داراي صفه اي به طول و عرض 1×8/1 متر و در طرفين آن دو طاقچه است. در ضلع شمالي اتاق نيز 3 طاقچه ديگر تعبيه شده است. ايوان خاوري و باختري به طول 3 و عرض 33/1 متر در طرف رودخانه داراي جان پناه است. در پايه جانب جنوبي پل نيز اتاق ديگري به طول و عرض 3×40/6 متر تعبيه كرده اند. به نظر مي رسد كه اين اتاق ها مورد استفاده مسافران و نيز پل بانان قرار مي گرفته است. نوشته هاي تاريخي نيز حاكي از اين است كه اتاق ها و دهانه هاي كوچك زير سطح پل ها، به عنوان مسافرخانه و اطراق گاه مورد استفاده كاروانيان قرار مي گرفته است. تمام طاق هاي پل با قوس جناغي اجرا شده اند.
علاوه بر اتاق ها و ايوان هاي مذكور براي كاهش وزن پل و فشار وارد بر پايه ها، فضاهايي توخالي در زير سطح پل تعبيه شده است.چنين شيوه اي در پل دختر ميانه- از دوره تيموري- و پل هاي ديگري نيز استفاده شده است. سطح گذر پل سنگ فرش شده و جان پناه هاي طرفين آن حدود يك متر ارتفاع دارد.در زير سطح دنباله پل در ساحل شمالي، دهانه كوچكي به عرض و ارتفاع 50/1×30/1 متر تعبيه كرده اند كه ظاهرا آب باران را هدايت مي كرده است. در اطراف پل، آثار بناهاي قديمي ديگري مشهود است از جمله در سمت شمالي آن آثاري منسوب به كاروان‌سرا و در مزارع پايين دست، آثار و بقاياي كوره هاي پخت آجر، گچ و آهك كه احتمالا براي تهيه مصالح پل مورد استفاده بوده اند. در اين محل هم‌چنين بقاياي قلعه، سفالينه و گذرگاه هاي مربوط به پيش از اسلام شناسايي شده و به نظر مي رسد كه پل انبوه بر جاي پل قديمي‌تري ساخته شده باشد.
پل لوشان رودبار
اين پل در شهرك لوشان از توابع شهرستان رودبار- بر روي رودخانه شاهرود واقع شده و برطبق محتواي سفرنامه ميرزاحسين فراهاني، توسط حاجي محمد هادي تاجر ميانجي كه ساكن قزوين بوده در سال 1209 ه. ق ساخته شده است (اين احتمال نيز وجود دارد كه بناي اوليه پل مربوط به دوره صفوي باشد كه در اين سال بازسازي شده است).
پل لوشان داراي طرح خاصي است و برخلاف بيش‌تر پل ها كه دهانه هاي آن‌ها نسبت به محور عرضي پل قرينه است. در اين‌جا با يك شيب ملايم و منظم از يك سمت رودخانه به طرف سمت ديگر بر ارتفاع پل افزوده مي‌شود. پل داراي چهار دهانه است كه بر ابعاد آن‌ها نيز با افزايش ارتفاع پل افزوده مي‌شود. پوشش هاي طاقي دهانه ها با قوس جناغي اجرا شده اند كه خيز نسبتا تندي دارند. بر روي پايه‌هاي پل و حدفاصل‌دهانه ها، فضاهاي طاق‌دار كوچكي به ابعاد مختلف ساخته شده است. اين فضاها علاوه بر اين كه سبب كاهش وزن پل و صرفه جويي در مصالح مي شود، در مواقع ضروري، آب هاي طغياني را از خود عبور داده و از فشار وارد بر بدنه پل مي كاهد.
طول پل بيش از 50 متر است و جهت قرارگيري آن با توجه به مسير آب كه در جهت شمالي- جنوبي جريان دارد خاوري- باختري است. عرض دهانه هاي پل از خاور به باختر به ترتيب: دهانه اول و دوم 3 متر، دهانه سوم 5 متر و دهانه چهارم حدود 6 متر است.عرض دو پايه اولي حدود 2 متر و پايه سوم كه بين دو دهانه بزرگ پل قرار گرفته حدود 3 متر است. عرض سطح گذر پل با احتساب جان پناه ها حدود 4 متر است. ارتفاع جان پناه ها نيز به 50 سانتي متر مي رسد. ارتفاع دهانه هاي پل نيز متغير است. دهانه اول 8/2 دهانه دوم 7/2، دهانه سوم 6/4 و دهانه بزرگ و اخر 4/5 متر. فضاهاي طاقدار روي پايه ها نيز از خاور به باختر به ترتيب 80،70 و 60 سانتي متر عرض دارد. در ميانه پايه باختري پل كه متكي به كناره رودخانه است فضاي طاقدار بزرگ تري به عرض 2/1 متر و ارتفاع حدود 5/2 متر تدارك ديده اند. پايه هاي پل در هر دو جهت به صورت نيم دايره شكل داده شده اند. اين پايه ها با سنگ هاي تراشيده و لاشه سنگ ساخته شده اند. اما در طاق ها و بدنه اصلي پل آجر به كار رفته است. اين پل در زلزله سال 1369 آسيب زيادي ديد كه توسط مسوولين امر به همان شكل قديم بازسازي گرديد. اين پل در سال‌هاي اخير به ثبت تاريخي رسيده است.

 

حمامها و آب انبارها در شهرستان رودبار

حمام رستم آباد رودبار
اين بنا در مجموعه اي متشكل از كاروان سرا، آب انبار و حمام واقع شده و از آثا دوره قاجاريه و احتمالا از ساخته هاي منوچهر خان معتمدالدوله (باني كاروان‌سراي سراوان در يك منزلي اين محل) است. حمام در شمال باختري كاروان‌سرا قرار گرفته و امروزه به مخروبه اي تبديل شده است. بناي حمام به ابعاد 8×12 متر مشتمل بر دهليز ورودي، سربينه، گرمخانه و دو خزينه آب سرد و گرم و فضاهاي وابسته است. مصالح اصلي حمام سنگ و ملات آهك و سر در ان از آجر است.
آب انبار رستم آباد رودبار
اين بنا در مجموعه ساختماني متشكل از كاروان‌سرا، آب انبار و حمام واقع شده و از آثار دوره قاجاريه و احتمالا از ساخته هاي منوچهرخان معتمدالدوله (باني كاروان‌سراي سراوان در يك منزلي اين محل) است. آب انبار در شمال كاروان‌سرا قرار گرفته و بقاياي سر در، پلكان و مخزن آن بر جاي مانده است. مخزن بنا به شكل مكعب مستطيل و درازاي آن از شمال به جنوب است و هواكشي از طرف شمال با طاق هلالي دارد.

 

قلعه ها ، برجها و آتشکده ها در شهرستان رودبار

قلعه لمبسر رودبار
در ناحيه رودبار نيز بيش از هر چيز ويرانه هاي مربوط به قلعه هاي اسماعيليه كه بر فراز ستيغ كوهساران خودنمايي مي كنند،‌ نمايان است. دژ لمبسر يكي از عظيم ترين و وسيع ترين دژهاي منطقه است كه دو رود ‹‹نينه رود›› و ‹‹لمه در›› در دو سوي آن جريان دارند. قلعه لمبسر از سه جهت مخاور، جنوب و شمال به پرتگاه هاي مخوفي منتهي مي گردد. بخشي از سمت خاوري آن، يعني سمت رودخانه نينه رود، شيب كم تري دارد. به همين جهت، ديواري عظيم و قطور با سنگ هاي بسيار بزرگ ساخته اند كه تا امروز قسمتي از آن پابرجاست و در حدود 20 متر طول و 10 متر ارتفاع دارد. قسمت جالب توجه دژ،‌ آب روي آن است كه تا امروز هم مسير آن را مي توان تشخيص داد. اين آب رو كه از طرف شمال وارد دژ مي شود، به آب انبارهاي مكعب مستطيل شكلي به طول 80/5 متر و عرض 90/1 متر و عمق 90/1 متر منتهي مي شود. اين آب انبارها در دل سنگ كنده شده اند. سه آب انبار ديگر مانند اين ها در طرف شمال و مخاور و در خارج از ديوارهاي دژ ديده مي شود. در آخرين قسمت محوطه شيب دار دژ، در يك پارچه سنگ كه از خاور به باختر كشيده شده است، چند آب انبار نزديك يك ديگر در دل سنگ كنده شده اند و آب انبار بزرگ حدود 12 متر طول دارد. اين آب انبارها تنها مكان ذخيره آب دژ لمبسر نبوده اند؛ زيرا در پايين ديوار خاوري دژ ، جايي كه آب انبارهاي خارج قلعه در سنگ كنده شده اند، فضاي سرپوشيده اي در ارتفاع 190 متري وجود دارد كه با پله هايي ناهموار به لب رودخانه منتهي مي شود. پهناي اين فضاي سرپوشيده 95 سانتي متر و قطر هلال تاق آن كمي بيش از 30 سانتي متر است. اين فضاي سرپوشيده فعلا از خاك و سنگ انباشته شده است. قلعه لمبسر يكي از شگفت انگيز ترين قلعه هاي ايران است و قدمت آن به دوران پيش از اسلامي مي رسد.

 

عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان رودبار

محوطه باستاني مارليك رودبار
در كرانه خاوري سفيدرود رودبار، دره زيبايي به نام گوهررود وجود دارد كه به علت حاصل‌خيزي خاك و رطوبت و ملايمت هوا از بهترين نقاط منطقه رحمت آباد رودبار به شمار مي رود. در دره گوهررود، تپه هاي بزرگ و كوچك به چشم مي خورند كه از دوران باستان برجاي مانده اند تپه مارليك يكي از مهم‌ترين آن‌هاست. تپه هاي باستاني گوهر رود، از جمله مارليك، بقاياي يك تمدن باستاني فراموش شده را در دل خود پنهان كرده اند. در ميان تپه ها، پنج تپه مارليك، زينب بيجار، دور بيجار، پيلاقلعه و جازم كول مهم تر و غني تر از ديگر تپه ها هستند. باستان شناسان معتقدند، ميان اين تپه ها، روابط نزديك برقرار بوده است. تپه مارليك كه گنجينه اي ارزنده از هنر و تمدن بشري را در طول قرن ها در خود پنهان و حفظ كرده در حقيقت يك تپه طبيعي و صخره اي است كه از سنگ هاي سولفات اهن تشكيل شده است.
بررسي لايه هاي طبيعي و زيرين تپه نشان مي دهد كه شكاف هايي بزرگ در درون تپه ايجاد كرده اند. گروهي از پژوهش گران معتقدند نام مارليك برگرفته از انبوده مارهايي است كه در اين تپه زندگي مي كنند. بدين گونه، افسانه مار و گنج در اين تپه مصداق واقعي پيدا كرده است اما بعضي واژه مارليك را يك واژه تاريخي مي دانند كه از دو جزء مارد و ليك به معني قوم مارد ساخته شده است. اگر اين نظريه درست باشد، گنجينه مارليك به قوم آمارد تعلق دارد. كاوش هاي مارليك، در سال هاي 41-1340 ه ش با همكاري دانشگاه تهران و اداره باستان شناسي انجام گرفت. در بررسي تپه هاي باستاني و منطقه رحمت آباد انبوهي ظرف شكسته سفالي كه در سطح دره ها پراكنده بود ديده شد.
در يكي از تپه هاي باستاني دره گوهر رود، يك گمانه زني آزمايشي به طول سه متر و عرض دو متر به انجام رسيد و نتايجي دور از انتظار به دست آمد. به عبارتي در مدتي كم تر از دو روز با كاوش آزمايشي، آثاري گران بها و تاريخي يافت شد كه از ان جمله مي توان به كشف دو مجسمه كوچك گاو مفرغي، دو مهر استوانه اي، چهارده دكمه طلا و آثار جالب ديگر كه نشان دهنده اهميت باستاني اين تپه ها هستند اشاره كرد. در مراحل اوليه كاوش آثار ساختماني چهارديواري پديدار شد كه در حدود 30 متر مساحت دارد و به نظر مي رسد كه آرامگاه يا معبد است. در اين آرامگاه اشيايي مانند ظروف نقره اي با لوله بلند طلا و نقش هاي افسانه اي، يك تبر مفرغي دوسر و انبوهي سرپيكان مفرغي پيدا شد. در ادامه كاوش وضعيت اصلي تپه كه معرف آرامگاه و گورستان اقوام فراموش شده باستاني بود آشكار شد.
احتمال مي رود كه اين تپه، آرامگاه خصوصي فرمانروايان و شاهزادگان محلي بوده است كه در اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد در اين منطقه حكومت مي كرده و مردگان خود را بنا بر سنن و آيين هاي قومي كه در آن دوره رايج بود به همراه اشياء و آثار قيمتي در اين آرامگاه ها به خاك مي سپرده اند. زماني كه سه چهارم كاوش در تپه انجام شد در حدود 25 آرامگاه با اتاق آرامگاه در آن كشف شد. در چند آرامگاه نيز بازمانده استخوان هاي انسان بدست آمد اما در همه اتاق ها، بي استثناء اشيايي مانند ظروف مفرغي ظرف هاي سفالين، دكمه هاي تزئيني ، انواع سرگرز، پيكان، شمشير، خنجر، مجسمه هاي برنزي و سفالي، كلاه خود، سرنيزه، مچ بند و اسباب و افزاري ديگر پيدا شد. در ميان اين آثار انبوهي گوش پاك كن طلا و برنز، ناخن پاك كن طلا و مفرغ، سوزن هاي طلا و مفرغ، دوك پشم ريسي و وسايلي از اين گونه به دست آمد كه معرف فرهنگ و طرز زندگي اين اقوام هستند.
پارچه هاي به دست آمده از تپه مارليك، نشانه ظهور و پيشرفت صنعت بافندگي در هزاران سال پيش در ايران و به ويژه در گيلان هستند.در كاوش هاي جديد مارليك؛خط ها و نقش هاي جالبي به دست آمد. از جمله آن‌ها مهري است كه روي آن خط ميخي حك شده است يا مهري ديگر كه مجلس شكار را نشان مي دهد. به گفته باستان شناسان اين مهرها به يك هزار سال پيش از ميلاد، يعني به 3000 هزار سال پيش مربوط اند. آثار و نشانه هاي كنده شده و طرز كنده كاري آن‌ها پيشرفت تمدن در گيلان را نشان مي دهد. كاوش هاي مارليك، يكي از بي سابقه ترين كاوش هاي جهان است زيرا تاكنون كم تر ديده شده است كه در كاوش هاي باستان شناختي گنجينه اي چنين گران‌بها چه از نظر كميت و چه از نظر كيفيت به دست آيد.
در اين كاوش ها هم چنين انبوهي جام هاي طلا ، نقره، مفرغ، موزاييك، چيني و بدل چيني به دست آمد. در ميان جام هايي كه در اين كاوش ها به دست آمد؛ نمونه هاي بي مانندي وجود دارد كه در هيچ يك از كاوش هاي علمي جهان مانند آن‌ها پيدا نشده است. از آن ميان جام مارليك را مي توان نام برد كه از زرناب است و ارتفاع آن به 18 سانتي متر مي رسد. ارتفاع نقش برجسته هاي اين جام تا دو سانتي متر نيز مي رسد كه نشان دهنده مهارت استادكاري است كه با ضربات چكش ان را آفريده است. نقش وسط جام، درخت زندگي است و در دو سوي درخت دو گاو بالدار ديده مي‌شوند كه در حال بالا رفتن از درخت هستند. نمايش بدن حيوان به حالت نيم رخ و نمايش سر آن‌ها از رو به رو، از ويژگي هاي هنر ايراني است و همين هويت ايراني جام و سازنده آن را نشان مي دهد. در كف جام، يك گل تزييني زيبا نقش شده است و در ميان گل ، نقش خورشيد ديده مي‌شود كه شعاع هاي خود را به طور منظم پراكنده است.

 

+  توسط مدیر وبلاگ  |